دلم برای کسی تنگ است
دلتنگی من تمام نمی‌ شود ! همین که فکر کنم من و تو دو نفریم دلتنگ‌ تر می‌شوم ... برای تو 

ماهی
من فکر می کنم
هرگز نبوده قلب من
این گونه
گرم و سرخ:

احساس می کنم
در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین هزار چشمه خورشید
در دلم
می جوشد از یقین؛
احساس می کنم
در هر کنار و گوشه این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
می روید از زمین.
***
آه ای یقین گمشده، ای ماهی گریز
در برکه های اینه لغزیده تو به تو!
من آبگیر صافیم، اینک! به سحر عشق؛
از برکه های اینه راهی به من بجو!
***
من فکر می کنم
هرگز نبوده
دست من
این سان بزرگ و شاد:
احساس می کنم
در چشم من
به آبشر اشک سرخگون
خورشید بی غروب سرودی کشد نفس؛

احساس می کنم
در هر رگم
به تپش قلب من
کنون
بیدار باش قافله ئی می زند جرس.
***
آمد شبی برهنه ام از در
چو روح آب
در سینه اش دو ماهی و در دستش اینه
گیسوی خیس او خزه بو، چون خزه به هم.

من بانگ بر گشیدم از آستان یاس:
(( - آه ای یقین یافته، بازت نمی نهم! ))

 

باران                                              
آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه پر نیلوفر،                                                                               
که به آسمان بارانی می اندیشید

و آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه پر نیلوفر باران،
که پیرهنش دستخوش بادی شوخ بود

و آنگاه بانوی پر غرور باران را
در آستانه نیلوفرها،
که از سفر دشوار آسمان باز می آمد.

 

[ یکشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۸:٢٠ ‎ب.ظ ] [ راضیه ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم:من تنها نیستم تنها منتظرم...
نويسندگان
امکانات وب